به گزارش سراج24،تکرار سرقت و خفتگیری در یک خیابان مشهور، امنیتی و تاریخی مانند خیابان ایران و در جوار خانه ملت که امنیت ایران و سرنوشت آن را رقم میزند، بخصوص بعد از سرقت اخیر از مغازه مداح و ادیب مشهور، این نکته تداعی را م یکند که در سالهای گذشته برخورد جدی و قاطعی با سارقان در این خیابان نشده است.
در سالهای گذشته شرایط اقتصادی، بیکاری و مهاجرت باعث شده که سرقت، دزدی و خفتگیری از بزرگترین دغدغهها و مشکلات مردم پایتخت باشد و اخبار حوادث روزنامهها و خبرگزاریها و آمارهایی که از سوی مراجع رسمی اعلام میشوند نیز بر این واقعیت صحه میگذارند. سردار محمدرضا مقیمی رئیس پلیس آگاهی ناجا پیش از این اعلام کرده بود که در حال حاضر حدود 30 درصد یا به عبارتی یک سوم سرقتهای کشور در شهر تهران انجام میشود. این در حالی است که با وجود همه تلاشهای ضابطان قضایی و دستگیری سارقان همچنان تهران محلی امن برای سارقان به شمار میآید.
خیابان ایران، در حالی محل جولان کیفقاپها، کفزنها و موبایلرباها شده است که در نقطه مهمی از شهر تهران واقع شده و از سویی به مجلس شورای اسلامی نزدیک است و از سویی برخی از اماکن تاریخی مانند مدرسه رفاه و علوی در آن واقع شدهاند و همچنین محل سکونت بسیاری از افراد متمول و بازاریهای قدیمی است.
از سال 1389 تا امروز دو فقره دزدی از مغازه حاج علی انسانی مداح و مرثیهسرا که به محتشم زمان معروف است اتفاق افتاده که در دزدی اول نزدیک به پنج تن و در دزدی دوم یک تن برنج از مغازه این مداح مشهور به سرقت رفته است از سوی دیگر سال گذشته در یک شب قفل 12 مغازه را در این خیابان شکستند و ... ناامنی را به ساکنان این خیابان هدیه دادند!
تکرار سرقت از یک خیابان این نکته را تداعی میکند که در سالهای گذشته با این مسئله برخورد جدی و قاطع نشده است و اگر به طور جدی با این مسئله برخورد میشد قطعا امکان تکرار آن کمتر بود. ربودن نزدیک به 10 تن برنج از یک مغازه و شکستهشدن قفل 12 مغازه در یک خیابان و در یک شب یک سرقت عادی نیست آن هم از خیابانی مانند خیابان ایران یا همان عینالدوله سابق.
اما درباره خیابان ایران؛ محمد منصور هاشمی در فصلنامه هنرمند در مقالهای تحت عنوان« ما کمشماریم» این خیابان را به زیبایی معرفی میکند: «نوشته های والتر بنیامین درباره پاریس قرن نوزدهم را خواندهاید؟ درباره پاساژها، درباره پرسهزنی، و درباره پرسهزن کالا شده؟ بسیار خوب. همه آنها را به خاطر بیاورید و سپس همگی را به سرعت به فراموشی بسپارید. چون خیابان ایران دقیقا عکس آنهاست. در آن مغازه هست، پیادهرو هست، آدم هست، اما مطلقا جایی برای پرسهزنی نیست. توضیح خواهم داد چرا. اول اجازه بدهید برای کسانی که خیابان را نمیشناسند بگویم این خیابان کجاست. ضلع شمالی این خیابان باریک یک طرفه در چهار راه آب سردار است و این چهار راه واقع است در خیابان مجاهدین اسلام و مجاهدین خیابانی است که میدانهای بهارستان و شهدا را به هم وصل میکند.
در خیابان ایران جایی برای پرسه زدن یا صرف وقت در بیرون خانه نیست. پیادهرو تنگ است و به اصطلاح دو نفره نیست. دنگت بگیرد اینجا سرخوشانه قدم بزنی و به اطراف نگاه کنی چیزی جز نگاه متعجب عابرانی که از تو چشم میپوشند و مغازه دارهایی که خیره می شوند نصیبت نمی شود. خیابان بالنسبه به تراکم جمعیت تقریبا خلوت است و معمولا جز در موقع تعطیل شدن مدارس یا اذان مساجد تجمعی نمیبینی. روزهای تعطیل واقعا خیابان تعطیل است. روزهای غیرتعطیل هم در کوچه پس کوچههای اینجا هر نیازی که داشته باشی رفع می شود. انگار مردم محل قصد کرده باشند حتی المقدور به بیرون از محله نروند.
زندگی شبانه ای در خیابان نیست به جز دو موقع سال: ایام محرم و شبهای احیا؛ اینجا جنوب شهر است اما مردم الزاما فقیر نیستند. اتفاقا چیزی از بافت قدیم شهر تهران هنوز در اینجا باقی مانده است. بافتی که چنین شمالی - جنوبی نبوده و محله محله بوده است. در هر محله ای خانواده های مرفه در خانه های بزرگتر و اعیانی در کنار خانهها و خانوادههای کمتر مرفه زندگی میکرده اند. در اینجا هنوز میتوان خانواده های متمکن یافت، اغلب بازاری به معنای سنتی کلمه.»
0نظر