یه استکان طنز«سراج24»- در فقره رجب خان شوفور که اتومبیلی دولتی را در ایام عید ماضی به طور خودسری برداشته و با زن و بچه به مسافرت رفته و به کوه زده و داغان و واغان نموده، حضرات ادارهجاتی از کارپرداز و غیره در باب هزینه تعمیرات اتومبیل معهود با استاد باقر صافکار اختلاف به هم رسانیدهاند و این دو ماهه هنوز گفت و گوی خود را طی نکرده اند. باقر نامبرده از دو میلیان و بیشتر صحبت می کند و حضرات، بودجه را روی یک میلیان و کمتر بسته اند.
استاد باقر گفته است اگر رجب خان پسر عمه من نبود، هر آینه به کمتر از 2.5 میلیان رضایت نمیدادم و حالا هم پورسانت که قرار بود ۲۵ درصد بدهم، هیچ نمیدهم و اگر بدھم تهاش چیزى برای من نمیماند. حضرات پیغام فرستادهاند: اگر در مقوله پورسانت دبه در بیاوری، ما هم اصل پول را اشکال تراشی می کنیم و نمیپردازیم.
باقر هیم پیغام فرستاده است که چنانچه دستمزد مرا اشکال تراشی بکنید و نپردازید، رجب خان را وامی دارم که حقیقت قضایا را بگوید و بگوید که در موقع به کوه زدن، آقای رئیس و زن و بچهاش در اتومبیل بودهاند، نه من که رجب خان پسردایی باقر هستم.
رجب خان روز شنبه گفت: باقر درست میگوید و اما روز دوشنبه اظهار داشته: باقر دیگر چه کسی است که بخواهد در کار من دخالت کند و من حق نان و نمک را نگاه میدارم ومن از اول خودم که گفتهام پشت فرمان بوده ام، نمیگذرم. تا چه پیش آید!
0نظر