غرب، جامعه ای پیشرفته یا یک دامپروری مدرن؟

غرب، جامعه ای پیشرفته یا یک دامپروری مدرن؟

به گزارش گروه وبگردی « سراج24 »فساد اخلاقی در تمامی جوامع وجود داشته و در طول تاریخ عده‌ای از افراد هر جامعه به آن مبتلا بوده‌اند، امّا بحران اخلاقی که وضعیت بسیار شدید و ناگوار فساد اخلاقی است، ابتدا از غرب آغاز شده و در طول چند دهه کشورهای غربی را فراگرفته است. آثار این بحران حتی دیگر کشورها را نیز به شدّت تهدید نموده و گرایش‌های مذهبی افرادی را تحت تأثیر قرار داده است. اگر خواسته باشیم بحران اخلاقی را در غرب ریشه‌یابی کنیم، ناگزیریم از این که نگاهی به تحوّلات فکری و اعتقادی در غرب داشته باشیم.


آن روز که  امام صادق (سلام الله علیه) فرمودند: حب الدنیا رأس کل خطیئة، کسی گمان نمیکرد دایره این سخن یک روز اینقدر گسترده شود.  ویک جامعه ای به نام غرب یک روز اینقدر در مادیات ولذات ودنیا غرق شود. گویی حیوانیت ارزشمند تر از انسانیت شد واین حیوانیت تا جایی ادامه پیداکرد که کسی نمی داند اسم بعضی افراد وجریانات را در این جوامع چه باید گذاشت، ولفظ حیوان هم دیگر در رساندن معنا قاصر است.


1. حاکمیت بینش مادی معاصرریشه اصلی بحران اخلاقی در غرب به این برمی‌‌گردد که به مرور زمان بینش مادی در غرب حاکم شد یعنی دنیا محوری وماده محوری ولذت محوری پایه واساس زندگی انسان شد. نظریة تکاملی داروین نقش به سزایی در پیدایش تفکّر مادی در غرب دارد، با طرح این نظریه، انسان محصول فرآیندهای مادی معرفی شد که خودش بر اساس قوانین طبیعت بدنیا آمده و نسل جدیدی از حیوانات پیشین است.(1)

 

این نظریه به سرعت در غرب مورد قبول و تأیید بسیاری از افراد قرار گرفت و درعمل نیز افراد به این سمت گرایش پیدا کردند یعنی تمامی ارزش‌های انسانی و اخلاقی را زیرپا گذاشتند.(2) زیرا با پذیرش تئوری تکامل در مورد انسان، جایی برای اعتقاد به خلقت آدم ـ علیه السّلام ـ که در کتب آسمانی و ازجمله در قرآن به آن تأکید شده باقی نمی‌ماند. وجود خداوند و آفرینش، معاد و نبوت نیز در سایه این نظریه زیر سوال می رود.

پذیرش گسترده داروینیسم در غرب صرفاً یک رخداد علمی نبود، بلکه تقریباً جریان‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفکری در غرب به حمایت‌های گسترده از این نظریه برخاستند. پس از چند دهه این طرز تفکّر در دنیای غرب به صورت گسترده رایج شد و بنیان های بحران اخلاقی در غرب پایه‌ریزی گردید.

2. آزادی جنسییکی از عوامل بحران اخلاقی در غرب، آزادی جنسی و فروپاشی نظام خانواده است. آزادی جنسی خود متأثر از دیدگاه مادی و نظریه داروین می‌باشد. زیرا وقتی انسان در حدّ یک موجود مادّی معرفی شد، از نظر اخلاق و مسایل جنسی نیز آزاد گذاشته شده و در پی آن نظام خانواده از هم متلاشی خواهد شد. در دنیایی که تحت سیطرة بینش مادی قرار دارد، عکس‌ها و فیلم‌های ترویج کنندة فحشا نه فقط در مراکز مخصوص بلکه در سطح بسیار گسترده از طریق وسایل ارتباط جمعی، برای عموم عرضه می‌شود. محور بخش بزرگی از فیلم‌های سینمای و سریال‌های تلویزیونی، اشاعه فساد جنسی به اشکال مختلف است. در اخلاق غربی که ناشی از نظریه تکاملی است، روابط مشروع جنسی در محدودة ازدواج و تشکیل ازدواج امری بی‌معنا تلقّی می‌شود.

 


خلاصه آن که در نظام مادی حاکم بر غرب، کانون خانواده که محل امن و امنیّت برای تربیت و پرورش کودکان و مکان احترام بزرگسالان است، از هم می‌پاشد. فرزندان از محبّت مادران و پدران محروم می‌شوند و سالمندان دور از فرزندان و بستگان در فقر عاطفی و غربت دردناک، آخرین سال‌های زندگی را سپری می‌کنند. فساد و فحشا و آلوده‌ترین روابط جنسی، مشروع و مطلوب جلوه داده می‌شود و با کمک هنر سینما و تأتر به شدّت تبلیغ می‌شود، این عوامل باعث گردید که دنیای غرب به بحران اخلاقی دچار شود.(3)

3. نادیده گرفتن مذهب و اخلاقنادیده گرفتن مذهب و اخلاق از دیگر عوامل بحران اخلاقی است. گر چه این هم در واقع به همان تفکّر مادّی برمی‌گردد، امّا میتوان آن را به عنوان یک عامل مستقل نیز در نظر گرفت.


از آنجا که حذف مذهب از زندگی باعث خلاء های بسیاری می گردد، لذا در جامعة غربی خلاءهای درد ناک و جنایات هولناکی را شاهد هستیم. آثار و پیامدهای کنار گذاشتن دین از زندگی، باعث شده است که دنیای غرب به اشتباه خود پی ببرد که این مطلب را در اعتراف های اندیشمندان غرب مشاهده می کنیم.

 

میل به لذات دنیوی وافسارگسیختگی فرهنگی تا جایی ادامه پیداکرد که از روابط نامشروع به هم جنس باز ی برسد واز آنجا که این پیشروی حد ومرزی ندارد به این هم قانع نشوند و با حیوانات خود ازدواج  کنند. باز هم این پایان کار نیست بلکه در رسیدن به تمایلات وارضا شدن به دنبال رکورد شکستن بروند تا جایی که بتوانند برای قبیح ترین کارهای فوق تخیلات بشری  هم قانون تصویب  کنند.


نکته: از آنجا که دین اسلام و مکتب تشیع، مکتب کامل و همه جانبه ای می باشد و کشور ایران پیرو این آئین بوده و رواج اسلام و تشیع در جامعة ایران مشهود است، لذا بحران اخلاقی در ایران مشاهده نمی شود. بله کارهای ضد اخلاقی در جامعة ما دیده می شود ولی این به معنی بحران اخلاقی نمی باشد.


البته همة مردم و همة اقشار جامعه وظیفه دارند با راه های مناسب به تقویت ایمان جوانان بپردازند تا اینکه خدای تا کرده موجب بحران های اخلاقی نگردد.



آثار و پیامد‌های بحران اخلاقیبحران اخلاقی پیامدهای خطرناکی بدنبال دارد، نگاهی گذرا به تحقیقات و آمارها درغرب به خوبی نشان می‌دهد که بحران اخلاقی، آزادی جنسی و روابط آزاد زن و مرد در چند دهة اخیر باعث تشدید ناهنجاری‌های روانی، اختلالات افسردگی، اضطراب، خودکشی و ارتکاب جرم وجنایت شده است.(4)



هشدار امروزه تلاش می‌شود که بحران اخلاقی را عالم‌گیر سازند و تمامی جوانان، نوجوانان و خانواده‌ها را به آن مبتلا سازند. تهاجم فرهنگی یکی از ابزارهای ترویج فساد اخلاقی است.
چه باید کرد؟(5)


در کشور ما گرچه انحرافات اجتماعی و اخلاقی وجود دارد و عده‌ای تحت تأثیر تبلیغات زهرآگین دشمن قرار گرفته و آسیب پذیر شده‌اند، امّا نمی‌توان این وضعیّت را بحران اخلاقی نامید. بنابراین همه ما وظیفه داریم که از بروز بحران اخلاقی در کشور و جامعة‌ خود جلوگیری نماییم. یگانه عاملی که می‌تواند از بحران اخلاقی جلوگیری کند، تقویت ایمان و معنویت و فرهنگ سازی دینی در جامعه است. اگر احساس مسئولیت نکنیم، بحران اخلاقی که دنیای غرب را از هم متلاشی کرده جامعه ما را نیز به شدّت تهدید می‌کند.


در پایان امیدوارم با آشنایی از ریشه‌های بحران اخلاقی در غرب و آثار و پیامدهای آن، بتوانیم ایمان و معنویّت را در خویشتن تقویت نموده به ارزش‌های اخلاقی پای‌بند باشیم تا خدای نکرده به سرنوشت دنیای غرب مبتلا نگردیم.

اخبار مرتبط

رسانه‌های غربی به دنبال ایجاد شک در فرهنگ انتظار هستند

آقامحمدیان: اغلب مدیران بجای ترویج سینمای انقلاب، فرهنگ غربی مورد دلخواه خود را به جامعه تزریق می‌کنند

چوب سحر آمیز یهود

0 نظر

ارسال نظر

capcha