گزارش «سراج24» به بهانه سی و پنجمین سالگرد شهادت حاج مصطفی خمینی و چند نکته درباره پسر نا اهلش

نوه ی بزرگ امام (ره) راه پسر نوح را ادامه داد/حسین خمینی دوست خوب ربع پهلوی و یک سکولاریسم واداده انجمن حجتیه+تصاویر

نوه ی بزرگ امام (ره) راه پسر نوح را ادامه داد/حسین خمینی دوست خوب ربع پهلوی و یک سکولاریسم واداده انجمن حجتیه+تصاویر

گروه سیاسی سراج24: همسر حاج مصطفی خمینی، دختر مرتضی حائری است. خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی(ره) درباره اینکه چگونه این وصلت صورت گرفته است، می‌گوید: «یک وقت شایع شد که با آقا مرتضی حائری وصلت کرده‌ایم‌، به‌طوری که مصطفی می‌گوید: وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند که پدر زنت آمد. این شایعه به گوش آقا رسیده بود و یک شب آقا از من پرسید که دختر آقای حائری را دیده‌ای‌؟ من هم کمی توضیح دادم‌. آقا گفت‌: چطور است این دروغ را راست کنیم‌؟ گفتم که هرطوری صلاح می‌دانید. فردا صبح هم آقا پیغام فرستاده بود و ظهر، آنها جواب داده بودند و باز آقا پیغام داده بود که همان شب بروند برای صحبت‌؛ بعد به ما خبر دادند که مردها رفته‌اند و ما زن‌ها هم بعداً رفتیم و قرار عقد گذاشته شد.» این عقد در 24 سالگی سید مصطفی خمینی و در تاریخ 17 فروردین 1333 صورت گرفت.

معصومه حائری در طول این سال‌ها هیچ علاقه‌ای به حضور در عرصه‌های رسانه‌ای و اجتماعی نداشته است و از این نظر در نقطه مقابل دیگر عروس امام خمینی، فاطمه طباطبایی قرار می‌گیرد. 
اولین فرزند وصلت معصومه حائری و مصطفی خمینی دختری به نام محبوبه بود که به جهت ابتلا به مننژیت درگذشت. مریم خمینی دومین دختر حاج مصطفی خمینی است. تحصیلات دکترا دارد و مدتی در دوبی و اکنون در سوئیس به شغل پزشکی مشغول است.
 
 
تنها پسر مصطفی خمینی، حسین نام دارد. او از ابتدای انقلاب به فعالیت‌های سیاسی پرداخت، فعالیت‌هایی که با خط انقلابیون پیرو خط امام زاویه داشت و در زمانی که اختلاف منافقین و جریان بنی صدر روز بروز با امام و یاران امام بیشتر می شد ، سید حسین روز بروز بیشتر از قبل در برابر بهشتی و رجائی و باهنر و خامنه ای و هاشمی و دیگران موضع گیری می کرد  تا جائی که : در سال 59 وقتی سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بنی صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید.
اینگونه شد که امام خمینی به او نامه نوشت و به او گوشزد کرد که جوانى براى همه خطرهایى دارد که پس از گذشت ایام انسان متوجه مى‏‌شود. امام خمینی(ره) همچنین در این نامه نوشت: "من میل دارم کسانى که به من مربوط هستند در این کوران‌هاى سیاسى وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامى، با تعهد به اخلاق اسلامى و مهار کردن نفس امارة بالسوء، براى آتیه مورد استفاده واقع شوى. من علاوه بر نصیحت پدرى پیر به شما امر شرعى مى‌ کنم که در این بازی‌هاى سیاسى وارد نشوى و واجب شرعى است که از این برخوردها احتراز کنى. من به شما امر مى‏کنم که به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش به تحصیل علوم اسلامى- انسانى بپرداز. از خداوند تعالى توفیق شما و همه محصلین را خواستارم" .
 
سید حسین به قم می رود و مثلا مشغول تحصیل می شود و روایات مختلفی از دوران انزوای سید حسین هست اما متأسفانه شیاطینی که به سید حسین نفوذ کرده بودند اصرار داشتند او را تا آخرین حد سقوط پیش ببرند.
 
حسین خمینی، پسر 46 ساله آیت‌الله مصطفی خمینی، بعد از فوت امام(ره) مجددا وارد سیاست شد .
 
 
 در سال 82 ناگهان صدای سید حسین خمینی از نجف شنیده شد که در مصاحبه با روزنامه هلندی هندلزیلاد مواضع عجیب تری اتخاذ کرده بود : علی‏رغم ناامنی در عراق و خطراتی که از جانب ماموران مخفی جمهوری اسلامی برایم وجود دارد اکنون فضای باز و آزاد در عراق به من امکان می دهد قفل سر بسته دهانم را باز کنم و آنچه را رهبران ایران به نام مذهب و خدا بر سر مردم ایران می آورند را افشا سازم.بدانید دیکتاتورهای مذهبی قادر نخواهند بود مانع من شوند. مهمترین خواسته من جدایی دین از حکومت است چرا که تا زمان امام دوازدهم هیچکس نمی تواند به نام خدا و اسلام حکومت را به دست بگیرد. سخنان سید حسین خمینی در عراق علاوه بر مواضع ضدانقلابی وی برعلیه جمهوری اسلامی ایران روشنگر نکاتی از جمله شباهت گفتار وی با گفتار طرفداران انجمن حجتیه نیز بود.
 
 
اما ماجرا به همینجا ختم نشد و پس از سفر عراق در سال 1383 به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و در این سفر دیداری جنجالی با رضا پهلوی داشت یک دیدار مصنوعی و نمایشی که در آن وقتی رضا پهلوی می گوید پدربزرگ من به ایران خدمت کرد سید حسین هم می گوید و پدربزرگ من هم خیانت کرد.
 
 وی از سال 1384 به کشور بازگشته است و در حال حاضر در شهر قم تحت نظارت ماموران امنیتی می باشد،  اما از ادعاها و رفتار عجیب خود دست برنداشته است و اخیرا هم در ادامه جنگ روانی خود مدعی شده است که می خواهد اسنادی را از چگونگی کشته شدن پدرش لابد به دست پدربزرگش یا اطرافیان او منتشر کند.

اخبار مرتبط

گوساله‌ای که گاو نشد!

تاکید علی مطهری بر نظرش درباره نامه‌های امام

می‌خواهند از امامِ بت شکن، بت بسازند

3 نظر

< 1392/08/03 - 14:43

شرح بیوگرافی و نسبت ها و نسب ها در رسانه های بیگانه باعث فروش بیشتر و جذب بیش از پیش مخاطب می گردد؛ اما در این کشور و نظام؛ نه. وقتی پیامبر و ائمه ما فرمودند ؛ هر سخنی که می شنودی آنرا با قرآن مطابقت دهید؛ لذا عملکرد و اتخاذ نوه و نوه های امام فقط اعتبار نظر شخصی یک شهروند را برای مردم دارد ولاغیر

جابر انصاری

ارسال نظر

capcha