به گزارش سراج24؛ «والسابقون السابقون اولئک المقربون »
این روزها شاید بیشتر از هر زمان دیگری کار روی زمین مانده است .
این روزها شاید بیشتر از هرزمان دیگر باید دست به قلم شد و نوشت .
باید یک بار دیگر در گوش تاریخ فریاد زد :"تاریخ نویس قلمت بشکند اگر ننویسی بر سربازان سیدعلی چه گذشت! "
این روزها هوا برای از آنها نوشتن هنوز کم است و متحیر می شوی از کجا بنویسی که حق شان ادا شود .
این روزها تنها چیزی که شاید بتواند آرامم کند پناه بردن به همین قلم است و نوشتن، اما نمی توانم چیزی که راضی ام کند رابنویسم .
یادم می آید این روزها مصادف است با عملیات رمضان . در یکی ازکتاب ها ،خاطرات عملیات رمضان را که می نوشتم ،متوجه شدم برای بچه های رزمنده ی همدان این عملیات یکی از عملیات های خاص و ویژه بوده است .
دستنوشته های فرمانده ی شهیدسردار علیرضا حاجی بابایی رامی خواندم که نوشته بود :"اینک به پایان یک راه و آغاز راه دیگر رسیدهام، میخواهم از مرز بودن بگذرم و در افقهای پاک قدم بگذارم..."
در همین حین بود که دستنوشته ای ازسردار شهید رشید را دیدم :
"خداکند جان این حقیر گرفته شود
بدست مبارک حضرت عزرائیل . . .
هرگز فکر نمی کردم اینقدر زنده بمانم! در آستانه هفتاد و دو سالگی ام!
قبل از انقلاب تصور ما این بود که قبل از ۳۰ سالگی شهید می شویم....
ذکر خفی ما شده است؛ انا لله و انا الیه راجعون. . .! فراوان…!
خوشبحال شهدا! "
احساس کردم چقدر کلمات بهم شبیهه است !مگر نه اینکه کلمات از جان آدمی سرچشمه می گیرد و جاری می شود . عطش رفتن و آمیختن در افق های بیکران درست از یک جنس است .عطش دلتنگی و به معشوق رسیدن ،عطش رسیدن در آغوش خدا و حس کردن انا لله وانا الله راجعون با تمام وجود .
گویی هردو یک سخن می گویند برای رسیدن به خدا وافق پاک .
تمام امشب را می اندیشم به گذر از مرز بودن ،به اشتیاق رهایی و رسیدن ،به پایانی که سرآغاز همه ی سرآغاز هاست به ذکر "انالله و اناالیه راجعون "که ذکر خفیه ی شان بود.
انگار همه ی شهدا می خواهند از مرز بودن گذر کنند و به" انا لله وانا الیه راجعون "برسند.
فرقی نمی کند،عملیات رمضان باشد در سال ۶۱ یا سال ۱۴۰۴ و جنگ با اسرائیل و آمریکا.یا ادامه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه (اغتشاشات اخیر)
یا به دفاع از آتش کشیدن مساجد و سوزاندن قرآن و بیت المال.
طبق فرمایشات شهید آوینی :«پندار ما این است که ما ماندهایم و شهدا رفتهاند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند.»
آری برای گذر از مرز بودن باید در افق های پاک قدم گذاشت .باید برای ماندن به خدا پیوست و از مرز بودن خود گذشت.
یادشان گرامی ،راهشان پر رهرو باد.
فاطمه حیدری



