به گزارش سراج24؛ با آغاز آذرماه، کاربران فروشگاههای اینترنتی هر بار که اینترنت خود را روشن میکنند، با سیلی از اعلانهای پیدرپی مواجه میشوند؛ پیامهایی با فونتهای برجسته و رنگهای جذاب که وعده تخفیفهای باورنکردنی روی کالاهای لوکس و پرطرفدار میدهند. هر اعلان، چه در اپلیکیشن و چه در پیامک، کاربر را وسوسه میکند تا وارد سایت شود و ببیند چه خبر است!
هیاهوی تخفیف که جیب فروشگاهها را پر کرد
بلکفرایدی آنقدر با فرهنگ خرید ایرانی نامأنوس است که بیشترین عبارت جستوجو شده درباره آن در گوگل، پرسش «بلکفرایدی کی است؟» است. این واژه صرفاً با تصویری از تخفیفهای عجیب و غیرمنتظره در ذهن مخاطب ایرانی گره خورده است. اگر کاربری کمی کنجکاوی کند و درباره آن مطالعه کند، احتمالا متوجه خواهد شد که در جامعه آمریکایی، این روز جمعه پس از روز شکرگزاری است؛ روزی مشخص که شهروندان آمریکایی پیش از کریسمس به فروشگاهها میروند و از کالاهای پرتخفیف خرید میکنند.
اما همین گره خوردن تخفیفات بلکفرایدی با خرید پیش از کریسمس باعث میشود اختصاص یک روز مشخص برای خرید آخر سال موجه به نظر برسد. این روکش توجیه اقتصادی و اجتماعی در عمل پوششی است بر واقعیت انبارگردانی فروشگاهها. انبارهای فروشگاههای اینترنتی و حضوری برای جلوگیری از دپو شدن کالاها و کاهش حاشیه سود، دست به انبارگردانی میزنند تا محصولات جدید کارخانهها، از جمله ابزارهای دیجیتال و تلفن همراه که با آغاز سال جدید وارد بازار میشوند، در انبار فروش جا بگیرند.نقدینگیای که طی همین چند روز به یکباره وارد بازار میشود، بدون اختصاص چنین روزی ممکن بود مدتها در گردش نباشد.
خرید لازم نیست؛ فقط کلیک کن!
بازه یک هفتهای جمعه سیاه در ایران، از ۴ تا ۱۰ آذر، به فرصتی طلایی برای اپلیکیشنها و فروشگاههای مجازی تبدیل شده است تا آنها با تولید محتوا و طراحی تم سیاه، به هر ترفندی متوسل شوند و مخاطب را به بازدید از سایت خود ترغیب کنند.
این ترفندها بخشی از اقتصاد توجه است؛ فروشگاههای آنلاین برای تبدیل شدن به مرجع اصلی خرید اینترنتی، نیاز دارند در نتایج جستوجوی گوگل به عنوان برند شناختهشده و پرطرفدار، ردیف اول ظاهر شوند. هر کلیک و ورود به سایت برای آنها حیاتی است، زیرا افزایش بازدید، رتبه سایت را بالا برده و سئو سایت را تقویت میکند.
برای جلب توجه مخاطب، از عبارتهایی مانند «تخفیف شگفتانگیز» یا «تخفیف فوقالعاده جمعه را از دست ندهید» استفاده میکنند و با تحریک حس فوریت و کنجکاوی، کاربران را وادار به ورود به سایت میکنند. این وسوسهها آنقدر پررنگ است که حتی وقتی مخاطب نیازی واقعی به خرید ندارد، دیدن جمعیتی که از تخفیفها استفاده میکند، او را وارد چرخه خرید میکند.
فروشگاهها و اپلیکیشنهای آنلاین از اثر ارابه موسیقی استفاده میکنند؛ با نمایش شمار خریداران و تبلیغات پررنگ، حس «همه استفاده میکنند، من جا نمانم» را در افراد فعال میکنند و خرید بدون نیاز واقعی را موجه و حتی ضروری جلوه میدهند. با هر کلیک اضافه کاربران نه تنها جایگاه سایت و برند در گوگل تقویت میشود، بلکه هزینه تبلیغات و درآمدهای غیرمستقیم سایت نیز افزایش پیدا میکند.
طعمه لوکس و شکار نگاه کاربران
با نگاه به بیشترین جستوجوهای مرتبط با بلکفرایدی، به اسامی کالاهای لوکس برمیخوریم؛ محصولاتی با قیمتهای سرسامآور که عملاً خارج از قدرت خرید بیشتر افراد هستند. همین کالاهای لوکس، در واقع طعمه و قلابی هستند که فروشگاههای مجازی برای جذب توجه مخاطب استفاده میکنند. وعدههایی مانند «با یک میلیون آیفون 17 بخرید» کاربران را وسوسه میکند، در حالی که با مراجعه به سایت یا فروشگاه، خبری از تخفیفهای وعده دادهشده نیست.
حتی در برخی موارد، فروشگاهها قیمت واقعی محصول را نمایش داده و روی آن خط میکشند تا قیمت مرجع در ذهن مخاطب تثبیت شود. در این حالت، هر قیمت کمتر بهطور خودکار با آن مقایسه شده و حتی اگر هنوز بالا باشد، حس تخفیف و انگیزه خرید در مخاطب فعال میشود. در نمونههای دیگر، فروشگاهها در شبکههای اجتماعی پستهایی برای کالا منتشر میکنند که قیمت تخفیفخورده در آنها نشان داده نمیشود تا کاربران مجبور شوند برای اطلاع از تخفیفها وارد سایت شوند.
بلکفرایدی برای فروشگاههای آنلاین تنها فرصتی برای فروش کوتاهمدت نیست. فروش کالا تنها بخشی از داستان است؛ جلب توجه، افزایش ترافیک سایت و جمعآوری دادههای کاربران گاهی حتی ارزشمندتر از فروش واقعی کالاهاست. اطلاعاتی درباره سلیقه خرید، توان مالی و دیگر ویژگیهای کاربران که معمولاً روزها طول میکشد جمعآوری شوند، در این مدت کوتاه استخراج شده و با تحلیل آنها، فروشگاهها میتوانند محصولات متناسب با سلایق مخاطبان ارائه کنند.
در تبوتاب تخفیفهای بلکفرایدی کاربران فارس من با راهاندازی پویشی، خواستار پایان دادن به «تخفیفنماهای» بلکفرایدی در پلتفرمهایی مانند دیجیکالا و اسنپپی شدهاند. به گفته آنها، کمپین امسال با دو شائبه جدی همراه بوده است: افزایش مصنوعی قیمتها پیش از آغاز تخفیف و ارائه تخفیفهای نمایشی روی موجودیهای محدود، که عملاً امکان خرید واقعی را برای عموم ناممکن میکرد، و همچنین نمایش کالاهای تمامشده برای جذب کلیک، کندی سایت و عدم اعلام موجودی واقعی، که این سؤال را ایجاد میکند آیا هدف واقعی فروش بوده یا بازی با آمار بازدید و الگوریتمهای سئو. کاربران بر لزوم شفافیت و نظارت دقیق تأکید دارند و انتظار دارند نهادهای ناظر، قیمتگذاری پیش از تخفیف و تخفیفها را بیدرنگ راستیآزمایی کنند و پلتفرمها گزارش کامل موجودی و نحوه فروش را در اختیار مردم قرار دهند.



