یادداشت؛

رسم رفاقت …

رسم رفاقت …

به گزارش سراج24؛ بعد از پذیرش قطعنامه ، نیروهای بعثی بقول خودشان از فرصت استفاده کردند و برای تصرف بخشی از خوزستان ، تهاجم خود را اغاز کردند و پیشروی وسیعی را در بین اهواز تا خرمشهر در غرب کارون انجام دادند و همزمان در غرب کشور منافقین از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند و برای رسیدن به تهران پیشروی خود را اغاز کردند. نزدیکی کرمانشاه رسیدند و در تنگه چهار زبر بدلیل مقاومت رزمندگان اسلام متوقف شدند . ان موقع من فرمانده لشکر عاشورا بودم و در منطقه جنوب بودیم و قرار بود در مقابل حملات دشمن وارد عمل شویم.  ولی با توجه به حمله منافقین ، به ما ابلاغ شد سریعا به کرمانشاه برویم ! دو فروند بالگرد اماده شد و به اتفاق تعدادی از برادران لشکر عاشورا  از اهواز به کرمانشاه رفتیم . زمانیکه ما به فرودگاه کرمانشاه رسیدیم همان موقع  شهید صیاد هم با یک هواپیمای فالکن وارد فرودگاه کرمانشاه شد . در همان باند فرودگاه هماهنگی انجام دادیم که با  بالگرد به شناسایی برویم ، شرایط سختی بود ، انبار مهمات اطراف شهر کرمانشاه منفجر شده بود.
با شهید صیاد سوار بالگرد شدیم و به شناسایی منطقه مشغول شدیم. به عمق منطقه و  پشت نیروهای منافقین یعنی گردنه حسن اباد رفتیم ، گردنه حسن اباد کاملا پشت دشمن بود و اگر انجا بسته میشد کار تمام بود.
در بالگرد به شهید صیاد گفتم اگر نیروهای من رو از دزفول و تبریز به اینجا برسانی ان شاءالله این عقبه دشمن را میبندیم !
ایشان من رو در اغوش گرفت و گفت قول میدم با تمام امکانات هوانیروز و نیروی هوایی ارتش ، تمام گردانهای لشکر را به تو برسانم! 
خلاصه یاعلی گفتیم و من از بالگرد در پشت دشمن یا همان منافقین پیاده شدم و قولی که داده بود عملی کرد و از فردای ان روز تمام نیروها را به منطقه  رساند و عملیات مرصاد از  سه محور  شروع شد و ما از گردنه حسن اباد سرازیر شدیم و عقبه منافقین بسته شد…

*شهید صیاد شیرازی چند خصوصیت ویژه داشت و من خودم شخصا شاهد بودم و نقل و قول نیست
١- ایشان وقتی فرمانده نیروی زمینی ارتش شد مشکلاتی که بنی صدر برای سپاه و ارتش بوجود اورده بود و تقریبا ارتباط این دو سازمان را کاملا مخدوش کرده بود ، شهید صیاد بانی وحدت و همدلی بین سپاه و ارتش شد! بطوریکه پس از انتصاب ایشان ، سپاه و ارتش قرارگاه های مشترک تشکیل دادند و عملیات های طریق القدس ، فتح المبین ، بیت المقدس انجام شد و مناطق اشغالی خوزستان ازاد شد.
٢- شهید صیاد  هر چه بزرگ شد از نماز اول وقت بود حتی در شرایط سخت نماز اول وقت او ترک نمیشد و  تاکید بر نماز جماعت داشت.
٣- نماز شب های شهید صیاد فکر نکنم حتی یک شب ترک شده باشد.
قبل از عملیات بدر بدستور اقای محسن رضایی فرمانده وقت کل سپاه ، قرار شد اینجانب یک شب بطور مخفی و بدون اطلاع سایر فرماندهان ، شهید صیاد را به جزایر مجنون ببرم و اقدامات اماده سازی عملیات را به او نشان بدهم و قرار شد حتما شب برویم و روز نباشد که کسی شهید صیاد را نبینند.
خلاصه یک شب با یکدستگاه تویوتا وانت خودم و ایشان فقط دو نفری بدون محافظ حرکت کردیم و تا پاسی از شب بدنبال بازدید بودیم خلاصه کار تمام شد و قرار شد کمی استراحت کنیم و بعداز نماز صبح از منطقه خارج شویم.
خیلی خسته بودیم خلاصه رفتیم در سنگری کمی استراحت کنیم ، خوابیدیم ، چند لحظه بعد من بیدار شدم ، سنگر تاریک بود ، دیدم شهید صیاد نیست ،  نگران شدم ، فورا پردیم بیرون سنگر و دیدم با ان همه خستگی که در وجود ایشان بود در حال خواندن نماز شب بود و صدای ناله های عاشقانه با معبود خود تا چند متری در اطراف شنیده میشد.
٤- تواضع ایشان بی نظیر بود بگونه ای که وقتی در عملیات مرصاد ایشان به منطقه امد مسئولیتی نداشت و ان موقع شهید نور علی شوشتری فرمانده قرارگاه غرب بود و عملیات مرصاد تحت مسئولیت ان قرارگاه بود.
وقتی به اتفاق شهید صیاد از فرودگاه کرمانشاه با بالگرد به منطقه رفتیم به قرارگاه هم رفتیم در انجا شهید صیاد به ان عظمتی که داشت در مقابل شهید شوشتری احترام نظامی گذاشت و گفت من از الان در خدمت شما هستم و امده ام کمک کنم و در خدمت شما هستم ، این کار او باعث تعجب همه دوستان شد و همه تحت تاثیر ان اخلاق و تواضع او شدند.  خلاصه تقسیم کار شد و ما با بالگرد به شناسایی رفتیم.
قرار شد تمامی هماهنگی و هدایت، هوانیروز و نیروی هوایی جهت انتقال نیروها به پشت دشمن و بمباران ها بعهده شهید صیاد باشد.
این موضوع با دقت و هماهنگی و هدایت بسیار خوب شهید انجام شد.
بگونه ایی که صبح روز عملیات مرصاد ، از سه محور همه یگانها وارد عمل شدیم: 
١- از مسیر جاده کرمانشاه به اسلام اباد.
٢- از وسط منطقه که با بالگرد نیروهای ما به بالای گردنه حسن اباد رفته بودیم.
٣- از مسیر جاده پل دختر به اسلام.
خلاصه از این سه محور تمامی نیروهای اسلام وارد عمل شدیم و ان فتح الفتوح شکل گرفت.

و اما ای صیاد دلها، در پایان سخنی کوتاه با شما و همه دوستان و رفقا و بخصوص مهمان جدیدتان یعنی سردار دلها ، که الان همه در کنار هم و دور هم هستید دارم،رسم رفاقت را بجا بیاورید …

 

اخبار مرتبط

فرماندهی و مدیریت به روایت سپهبد شهید صیاد شیرازی

0 نظر

ارسال نظر

capcha