یادداشت؛

عشق اگر حقیقی و پایدار باشد چه باک از ازدواج؟

عشق اگر حقیقی و پایدار باشد چه باک از ازدواج؟

به گزارش سراج24؛ سیده فاطمه موسوی: اخیراً خانم نویسنده­ای در حاشیه جشنواره فیلم فجر اظهار نظری عجیب و جنجالی درباره معضل کودکان نامشروع ایراد کرده است. او معتقد است فرزندان حاصل از عشق، خارج از قراردادهای اجتماعی ازدواج دائم یا موقت، به حرمت عشق، مشروع­اند. حقیقت این است که آنچه به عشق حرمت میبخشد تعهد است. عشق بدون تعهد هوسی زودگذر بیش نیست. درواقع ازدواج به مثابه عاملی است که به عشق حقیقی مؤلفه تعهد و مسئولیت پذیری را می افزاید. انسان بی مسئولیت، چه زن باشد وچه مرد، هیچگاه زیر بار قراردادهای اجتماعی ازدواج نمی رود چراکه بعدها می­بایست درقبال نیازهای به حق نوزاد حاصل از زوجیت خارج از قواعد اجتماعی رسمی، پاسخگو باشد.

اساساً عامل تعیین کننده مشروعیت بخشی به کودکان منحصر به دین، به طور عام، و اسلام، به طور خاص، نیست بلکه به طور رسمی و تحت قوانین حکومتی، اول بار در کشور انگلستان قوانینی مبنی بر این معضل اجتماعی تصویب شد. زمانی که زنان خیابانی در لندن و سایر شهرها با هدف پیشگیری از بروز سرگذشت سخت خود برای نسل آینده به دامن لُردهای انگلیسی پناه می بردند و بعد از بارداری حقوق خود و فرزندانشان را از نجیب زادگان اَنگلوساکسون مطالبه میکردند، تا بلکه از این راه به سرنوشت شوم خود پایان دهند و در پناه فرزندان نامشروع خود آینده خود را تغییر دهند، آنگاه نهادهای قانونگذاری در انگلستان به فکر تصویب قوانینی مبنی بر عدم ارث پذیری کودکان نامشروع زنان خیابانی از پدران نجیب زاده خود افتادند.

فارق از دلایل حقوقی مطرح شده گاه این شبهه طرح می گردد که چرا باید کودک بی گناه به پای خطای والدین بی مسئولیت خویش بسوزد؟ واقعیت به مراتب تلخ تر از تبعات حقوقی این امر است. با دلایل علمی می توان اثبات کرد اضطراب و استرس ناشی از این قبیل رفتارهای مخفیانه و خارج از قواعد اجتماعی و شئون خانوادگی، در قالب سری کدهای ژنتیکی از والدین به فرزندان به ارث می رسد و سبب بروز آثار وضعی نامطلوب در روح و جسم نوزادان نامشروع حاصله از رفتار نابهنجار والدین خود می شود.

در بررسی های تاریخ اسلام نیز به نام «زیاد بن ابیه» برمی خوریم که از کارگزاران امیرالمؤمنین علی علیه السلام در استخر فارس بود. درواقع امام علیه السلام سابقه ولادت نامشروع او را نادیده گرفته و قصاص پیش از جنایت نمیکنند. اما در عین حال آینده شوم او و نسل اورا پیش بینی میکنند. چنانچه پس از شهادت حضرت او ابتدا با امام حسن علیه السلام بیعت میکند اما سپس بیعت خود را شکسته و به معاویه بن ابی سفیان می پیوندد و به عنوان حاکم او در بصره و کوفه منصوب می شود. و پسرش عبیدالله بن زیاد در واقعه کربلا حاکم کوفه است و یکی از عوامل وقوع وقایع تلخ عاشورای 61 هجری قمری شناخته می شود.

با این تفاسیربه جرأت می توان ادعا کرد چنانچه عشق، حقیقی باشد چه باک از ازدواج؟! تعهد سنگ محک عشق حقیقی و پایدار کننده آن است. از این روست که فرزندان حاصل از ازدواج، مشروع و حلال زاده شناخته می شوند.

اخبار مرتبط

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

حادثه متروپول آبادان، سینما رکس نیست

سقوط پایگاه های اعتماد غرب در جهان

0 نظر

ارسال نظر

capcha