چرا دموکراسی دچار اضمحلال شده؟

چرا دموکراسی دچار اضمحلال شده؟

به گزارش سراج24، کاشیک باسو-پروجکت سندیکیت| ژایر بولسونارو، رئیس جمهوری برزیل یک راست افراطی، دوستدار اسلحه و یک ملی گرای دو آتشه است. این حقیقت که او هم مانند بسیاری از دیگر رهبران جهانی در برخی از بزرگ ترین دموکراسی های جهان از جناح راست افراطی است، به شدت نگران کننده است. این تحولات خود بهانه ای برای رسیدگی به این مساله است که چرا دموکراسی دچار اضمحلال شده؟
ما در یک نقطه عطف تاریخی هستیم. پیشرفت سریع فناوری به ویژه ظهور فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی شیوه عملکرد اقتصاد و جوامع ما را تغییر می دهد. اگرچه این این فناوری ها مزایای زیادی داشته اند، اما چالش های زیادی نیز ایجاد کردند و سبب شدند بخش هایی از جامعه احساس آسیب پذیری، اضطراب و خشم داشته باشند.
یکی از عواقب پیشرفت های اخیر در زمینه فناوری کاهش سهم نسبی دستمزدها در تولید ناخالص داخلی بوده است. از آنجایی که شمار بسیار اندکی از افراد از مزایای پیشرفت فناوری بهرمند شده اند، افزایش نابرابری در ثروت و درآمد به ناامیدی گسترده از مناسبات اقتصادی و سیاسی کنونی دامن زده است.
از روزهایی که افراد می توانستند روی شغل ثابت خود در یک کارخانه برای پرداخت بی چون و چرای صورت حساب ها حساب کنند، مدت زیادی گذشته است. در حالی که ماشین آلات صنعتی جایگزین کارگران در موقعیت های کاری پردرآمد شده، شرکت ها به طور فزاینده به دنبال کارگران ماهر در زمینه هایی از علوم تا هنر می گردند. این تغییر عمده در تقاضا در مهارت به وحشت عمومی افزوده است. مثل این است که بعد از عمری فعالیت برای عضله سازی، به یک ورزشکار بگویند که قوانین عوض شده و مدال طلا در رشته کشتی اعطا نمی شود و برای شطرنج است. این وحشت آور و در عین حال غیرعادلانه است. مشکل اینجاست که هیچ کسی در این زمینه مقصر نیست و این تغییرات نتیجه پیشرفت ناگزیر فناوری بوده اند. طبیعت عمدتا ناعادلانه است. اصلاح این بی عدالتی بر عهده ماست.
این تحولات به افزایش اختلاف در آموزش و فرصت ها کمک کرده است. خانواده ثروتمندتر فرصت های فردی را برای موقعیت آموزشی بهتر و مشاغل با درآمد بالاتر افزایش داده است. با کاهش ارزش مهارت های مکانیکی در بازار کار و افزایش نابرابری در سطح درآمدها، این تفاوت به شدت خود را نشان می دهد. تا زمانی که نظام های آموزشی با هدف کسب اطمینان از برابری در دسترسی به تحصیلات با کیفیت تغییر نکنند، نابرابری افزایش می یابد.
همانطور که پل تاکر در کتاب خود تحت عنوان «قدرت انتخاب نشده» اشاره کرده، افزایش احساس وجود بی عدالتی همراه با این تحولات «مشروعیت دموکراتیک» را تحت تاثیر قرار داده است. در اقتصاد جهانی و در هم تنیده امروزی، سیاست های یک کشور از جمله موانع تجاری، نرخ های بهره یا انبساط پولی می تواند تاثیرات گسترده ای داشته باشد. برای نمونه، دغدغه مکزیکی ها فقط انتخاب رئیس جمهوری برای خودشان نیست، بلکه آنها باید نگران کسی که قدرت را در ایالات متحده در دست می گیرد نیز باشند و این نتیجه ای است که هیچ کنترلی بر آن ندارند. از این دیدگاه، جهانی شدن به طور طبیعی موجب فرسایش دموکراسی می شود.
باتوجه به چنین پیش زمینه ای، تحولات کنونی سیاسی چندان جای تعجب ندارد. سرخوردگی بخش بزرگی از جامعه زمینه را برای قبیله گرایی که سیاستمدارانی مانند ترامپ و بولسونارو مشتاقانه برایش تبلیغات می کنند، فراهم کرده است.
جریان اصلی اقتصاد بر مبنای این فرض شکل گرفته که بشریت تحت تاثیر انگیزش های خارجی قرار می گیرد- این همان چیزی است که کارشناسان اقتصادی «مطلوبیت» می خوانند. همه افراد به دنبال مواد غذایی، البسه، سرپناه، تعطیلات و دیگر تجربیات بهتر هستند. آنچه در این برداشت نادیده گرفته می شود، «اهداف خودساخته» در مسیر زندگی است. افراد به طور ذاتی برای شوت کردن توپ توی دروازه ساخته نشده اند، اما اگر فردی وارد تیم فوتبال شود، درگیر چنین هدفی می شود و چنین کاری را برای دسترسی به مواد غذایی یا البسه یا خانه بهتر انجام نمی دهد. چنین کاری خود به یک لذت تبدیل می شود. این تعریف «اهداف خودساخته» است.
تبدیل شدن به یک طرفدار ورزش هم در روندی مشابه رخ می دهد. هیچ فردی ذاتا طرفدار رئال مادرید نیست، اما باتوجه به خانواده، جغرافیا و یا تجربه می تواند ارتباطی عمیق با یک تیم ورزشی خاص برقرار کند تاجایی که این مساله به نوعی هویت قبیله ای تبدیل می شود. طرفداران ممکن است از یک بازیکن نه به دلیل شیوه بازی کردنش، بلکه به دلیل تیمی که در آن بازی می کند، حمایت کنند.
این، همان محرک تشدیدکننده سیاست های قبیله ای در جهان امروز است. بسیاری از افرادی که از ترامپ یا بولسونارو حمایت می کنند، حامی شیوه فکری آنها نیستند، بلکه به دلیل هویت قبیله ای از آنها حمایت می کنند. آنها اهداف خودساخته ای برای بودن در تیم ترامپ یا تیم بولسونارو دارند. این امر به دموکراسی آسیب می رساند و به رهبران سیاسی مجوزی می دهد که قبلا از آن بی بهره بودند: آنها می توانند هر کاری می خواهند را بدون محدودیت به دلیل اراده عمومی به انجام برسانند.
هنوز مشخص نیست که برای رسیدگی به این مشکلات، محافظت از اقشار آسیب پذیر و احیای مشروعیت دموکراتیک چه کاری می توان انجام داد؛ اما واضح است که رسیدگی به این مساله به شیوه های قدیمی امکان پذیر نیست.
انقلاب صنعتی که یکی دیگر از مهمترین نقطه عطف ها برای بشریت بود، تغییرات گسترده ای در مقررات و قوانین از مقررات کارخانه ها در بریتانیا گرفته تا اجرای قانون مالیات بر درآمد سال 1842 در پی داشت. انقلاب صنعتی همچنین به ظهور کارشناسان اقتصادی مدرن با پیشروانی همچون آدام اسمیت، آگوستین کورنات و جان استوارت میل انجامید.
اما اکنون در برهه ای از تاریخ هستیم که باید درباره موضوع اقتصاد سیاسی بازنگری کنیم. دایناسورها توانایی و ظرفیت خودآزمایی و تحلیل خود را نداشتند و 65 میلیون سال پیش منقرض شدند. ما هم اکنون با خطر فروپاشی تمدن مواجهیم. اما خوشبختانه ما اولین گونه ای از جانداران هستیم که توانایی تجزیه و تحلیل خود را دارد و به رغم همه آشفتگی ها و درگیری هایی که شاهد آن هستیم، همین توانایی می تواند در نهایت راه نجات ما باشد.
ترجمه طلا تسلیمی

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

واشنگتن پست: رئیس‌جمهوری آمریکا خیلی دوست دارد که فردی مصمم به نظر بیاید

رئیس‌جمهور آمریکا رسماً از راه اندازی ستاد انتخاباتی خود خبر داد

واکنش رئیس جمهور آمریکا به سفر شینزو آبه به تهران

0 نظر

ارسال نظر

capcha