«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

تلاش سلحشور برای برپایی سینمایی رو به آسمان الهی/ سلحشور و مبارزه با سینمای منحرف/ مسئول فرهنگی به دنبال سینمای متعالی نبودند

تلاش سلحشور برای برپایی سینمایی رو به آسمان الهی/ سلحشور و مبارزه با سینمای منحرف/ مسئول فرهنگی به دنبال سینمای متعالی نبودند

گروه فرهنگی «سراج 24»- مرتضی اسماعیل دوست: سینما چیست و چه مختصاتی دارد؟ این پدیده غریب که اکنون در عصر دیجیتال و شکل یابی انواع وجوه چند بُعدی به پیکرش روحی دهشتناک از مواجهه آدمی با رخدادهای حقیقی زندگی و با نگره های خیال پردازانه انتزاع یافته است، چه نسبتی با روح و روان آدمی که دل در گروی بهشت جاودانه اخروی دارد، پیدا خواهد کرد؟ و چه برداشتی از سوی انسانی که فردایی برین از پس مرادش به دین مبین اسلام را در تیررس لحظه هایش می جوید، برقرار خواهد کرد؟

سینما، پدیده ای غریب و در عین حال هولناکی است و این وحشت درون آدمی با روبرویی با تصاویر متحرک نه تنها در زمان اولین برخورد نور بر پرده سینماخانه بلکه هنوز با هزار و یک داستان های تو در تو و جهان لابیرنتی نهفته در افسانه هایی خیالین خود را نشان می دهد. از تلاش برادران لومیر که در سال 1895 منجر به اختراغ سینماتوگراف شد تا همچنان که انواع دوربین های ریز و درشت امکان فیلمسازی را برای همه مشتاقان فراهم ساخته است، می توان دوره ای از تاریخ سینما را پی گرفت و به تامل درآورد ارتباط انسانی در جست و جوی راز آفرینش و هستی را با تصاویری که شرایطی دانایی بخش بر آدمی خواهد داشت و برای پیگیری این مساله تنها نیاز به تورق کتاب هایی ارزنده چون «تاریخ سینما» نوشته اریک رد نخواهد بود بلکه مقصود غایی توجه و تعقل به نحوه برخورد روح آدمی است که از سویی رو به جهانی نامیرا دارد و از سویی چشم به چرخه رنگین کمان نور و تصویر و صدا می گذارد.

 در این سال ها فیلسوفان بسیاری از پدیده شگرف آور زبان سینمایی سخن راندند و کتاب های بسیاری به خوانش درآمد و نزد هنرمندان مسلمان نیز این پرسش به تامل واداشته شد که چگونه می توان گوهر گران بهای نَفس را در ترکیب دلنشینی با ابزاری وارداتی چون سینما قرار داد و راهی به منزل مقصود یافت. اگر چه متاسفانه در روزگاری به سر می بریم که هر کسی با کمترین دانش بصری و آگاهی مندی تصویری رزومه ای مبنی بر کارشناسی سینما ارائه می دهد! و فیلمسازان بسیاری با اولین ساخته سینمایی، خود را تئوریسین این کار می دانند اما باید گفت که پدیدار شناسی هنر و تشخیص و تطبیق میان ظرف و مظروفی همراستا با هم در عالم نور و شعور کار هر کسی نیست و ادعاهای واهی در آن کاربردی نخواهد داشت و در این مسیر نیاز به افرادی است که عمری سر در گریبان این نگاه دارند که چگونه می توان سلایق را در پیچشی دلنشین از انگاره های ذهنی جست و جو گر و روحی گریزناپذیر توسط مدیومی چون فیلم به سمت عالم معنا متصل کرد و در واقع سینما را در خدمت کاشت باورهایی معنوی و برداشتی نیکو از انسانی در پی تکامل به کار گرفت.

در این خصوص سال ها است که نظریاتی قابل از سوی نظریه پردازان سینما و جامعه شناسان و فیلسوفان و اهل فن ارائه می شود، برای نمونه می توان به نظرگاه هوگو مونشتربرگ از روانشناسان دانشگاه هاروارد اشاره کرد که اعتقاد داشت فیلم‌های سینمایی به لحاظ ماهیت وجودی شان، ناظر بر قوانین ذهن بشری ‌اند تا متکی به قوانین دنیای برون و از این رو نظر بر این داشت که آثار موثر شکل یافته در درون فیلمنامه ها بر پایه تداعی افکار خلق شده اند و از طریق غلبه بر فرم‌ های دنیای برون، یعنی فضا، زمان و علیت، و از طریق انطباق رویدادها با فرم های دنیای درون، یعنی حواس، حافظه، تخیل و عاطفه، داستان نوع بشر را به ما می‌ گویند.

جدا از فهم فلسفانه این نگاه و جهان ابژکتیو و سوبژکتیوی که نیاز به نوشتاری مستقل دارد، افرادی نیز در سیمای انسانی مسلمان و دغدغه مند در سودای هنری متعالی نکته ها برافراشته اند که از جمله می توان رجوعی کرد به اندیشه های لذت بخش سید مرتضای اهل قلم که در پندار و روش فیلمسازی خود بر این مسیر حرکت کرد تا جوهره و روح این تکنولوژی غربی را شناخته و آن را به نفع ارزش‌ها و اندیشه ‌های اسلامی به تسخیر درآورد.

نگارنده در گفت و گویی که در زمان حیات مرحوم مغفور فرج الله سلحشور با ایشان داشتم به این پاسخ با صراحت وی رسیدم که «ما سینما و سیمای اسلامی نداریم» و این دقیقا همان جمله ای است که سال ها پیش از این هم توسط شهید آوینی بازگو شده بود و این اندیشه را استوار می سازد که چگونه می شود در نظامی که با اعتقادی راسخ به اندیشه های والای اسلام ناب محمدی(ص) شکل گرفته است، سینمایی مغایر با چنین نگاهی دنبال شود؟! مگر سینما همچون دیگر رخدادهای ناگوار دوران طاغوت از چنبر شیطان بیرون نیامده بود تا لباس زیبای اسلام را به تن کند؟! و این جا است که فرق دغدغه ها و آرمان های فیلمسازانی در حال زیست در سرزمینی واحد خود را رخ می نمایاند و حتی کار به جایی می رسد که گفتارهای هشدار دهنده و دغدغه های دلسوزانه این مردان رو به آسمان حقیقت نزد آن ها که سودایی دیگر از آرمان سینمایی رو به جهان غرب دارند، ستیزی را به دنبال داشته باشد و امثال سلحشورها خود را تنهای میدان مبارزه با سینمای منحرافه بیابند و سخنان آن ها نزد همان بی دلان ره گم کرده تعابیری دیگر بیابد! چرا که فرج الله سلحشور همانند نگره شهید سیدمرتضی آوینی اعتقاد داشت که باید سینما را از خارهای منحرفانه خارج ساخت و عصاره ای از این ابزار را جهت نقش نمایی وجود متعالی آدمی به کار گرفت و این فرق سینماگر اسلامی و سینماگر بی دغدغه ای است که تنها به دنبال فعالیتی فنی است و نیز تفاوت مهم منتقد صاحب درد با شخصی است که تنها می خواهد همچون کارمندی با هزار زور صفحه ای را پُر کند! و باید دانست که حرکت در مسیر سینمای اسلامی فهم یوسف مندی می خواهد که در راستای «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب» باشد تا هر نوع حرکتی را در راه الهی ببیند. و امثال سلحشورها دل در گروی همین نوع فیلمسازی داشتند تا با همه ضعف ها تلاشی در راستای ساخت مجموعه هایی قرآنی همچون «یوسف پیامبر» کنند.

 این روزها به رسم همه دوران های بت سازی از افراد درگذشته، شاهد انواع گفته ها و نکته هایی درباره فرج الله سلحشور در رسانه ها خواهیم بود، اما پاسخ این است که کدام مسئول فرهنگی و کدامین سینماگر در این سال ها هم دوش مردانی چون سلحشور در راه شکل گیری سینمایی متعالی تلاش کرد و آثاری در این مسیر به منصه ظهور رساند؟! پس باید دانست که مهم تر از یادسپاری، یادنگاری اندیشه ای است که در پس نگاه فیلمسازی چون فرج الله سلحشور می گذشت که آرمانی از سینمای اسلامی و در راستای خورشید پرستش بود و عشق.

باز هم پرسشی قابل تامل از سینماگرانی خواهیم داشت که در سرزمینی برآمده از اخلاص و عشق فعالیت می کنند تا این مطلب را به به نظاره درآورند که در چه مسیری فیلم می سازند؟ و این سینمایی که به دنبالش هستند چه نسبتی با انسانی رو به تکامل خواهد گذاشت؟ پرسشی اساسی که سال ها پیش رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار هنرمندان صورت دادند و فرمودند: « شما به عنوان یک فرد انقلابی اصلا چرا برای سینما کار می ‌کنید؟ اگر چنانچه قرار باشد این سینما محتوای انقلابی یا محتوای اسلامی نداشته باشد، باز هم برای سینما کار خواهید کرد؟ روشن است که نه. پس کسی که با انقلاب همساز و همدل است، سینما را برای محتوایی می خواهد که از این انقلاب الهام گرفته است».

اخبار مرتبط

سرنوشت دو سریال بزرگ «سلمان فارسی» و «حضرت موسی(ع)» مشخص شد/ جهان اسلام در انتظار «الف ویژه»های ایران

دومین سالگرد فوت پرمخاطب‌ترین سینماگر ایرانی/ چرا «یوسف پیامبر» بهترین باقیات صالحات فرج‌الله سلحشور است؟/ سرنوشت «موسی(ع)» چه می‌شود؟

آغاز پخش سریال یوسف پیامبر(ع) از تلویزیون ونزوئلا

0 نظر

ارسال نظر

capcha