چند سطر درباره بچه‌های سلبریتی‌ها و رؤیای تابعیت

هر چیز که در جستن آنی آنی

هر چیز که در جستن آنی آنی

سراج24، سید حسام‌الدین حسینی/ اساساً تابعیت چه‌جور چیزی است و چگونه به‌دست می‌آید؟ تابعیت یعنی دولت یک کشور تائید کند شما اهل آن کشور هستید. دو جور تابعیت داریم. یک تابعیت اصلی و یک تابعیت فرعی. تابعیت اصلی همان است که از پدر و مادر یا خاک میهن به آدمیزاد می‌رسد. تابعیت فرعی هم یعنی تو به هر دلیلی دوست داری برای مام میهن یک خاله هم جور کنی. یعنی بروی در سفارت و وزارت یک اجنبی و درخواست بدهی ما را هم داخل آدم حساب کنید. حالا ماجرای سلبریتی‌ها چیست. آن جماعتی از این قماش که خودشان رفته‌اند و اقامت و تابعیت برای خودشان گرفته‌اند راه دوم را رفته‌اند. یعنی تابعیت فرعی گرفته‌اند. یعنی هنوز هم اگر کار به روز جزا و حساب‌وکتاب برسد این حضرات اهل همین گربه رنجورند و آن تابعیت فقط یک آپشن است که رویشان سوار شده. اما آن دسته‌ای که دست زن و شوهرشان را می‌گیرند و از روی آب می‌گذرند تا بارشان را به جای زایشگاه‌ها و بیمارستان‌های وطنی در هاسپیتال‌های از ما بهتران زمین بگذارند می‌خواهند راه اول را طی کنند. می‌خواهند آقازاده و خانم‌زاده را با کیفیت اصلی، فرنگی کنند نه با تبصره و ماده.
البته همان جور که یکی از خودشان گفته‌بود این چیزها به ما مربوط نیست. بچه‌ و نطفه و آب و دان‌اش از خودشان است. روی صحبت این چند خط اصلاً با این جماعت نیست. که مولوی که خدایش بیامرزد از همان اول هم گفته بود: «هر چیز که در جستن آنی، آنی». مخاطب این چند خط عصا قورت‌داده‌های یقه دیپلمات وزارت خارجه و وکلای مجلس و دولت‌اند. روی حرف با آن‌ها است و حرف هم این است: در این روزگار که همه آزادند و هر کس می‌تواند به دنبال رؤیای خود باشد اگر بیل به کمر خورده‌ای خواست آرزوی زندگی در این مهد دلیران و کنام شیران کند چه خاکی باید به سرش بریزد؟
لابد سریع جواب می‌دهید ایران هم قانون تابعیت دارد. در بند چهارم ماده 979 قانون مدنی که اصل آن مصوبه 1308 در مجلس شورای ملی است پنج شرط را برای پذیرش اتباع خارجی به‌عنوان ایرانی مطرح می‌کند: «1- به سن هجده سال تمام رسیده باشند. 2 - پنج سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساکن بوده باشند. 3 - فراری از خدمت نظامی نباشند. 4 - در هیچ مملکتی به جنحه مهم و جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند.» به اضافه این در بند پنجم این قانون راه دیگری نیز برای پذیرش به‌عنوان ایرانی پیش‌بینی‌شده است: «ضمناً کسانی که به امور عام‌المنفعه ایران خدمت یا مساعدت شایانی کرده باشند و همچنین اشخاصی که دارای عیال ایرانی و از او اولاد دارند و یا دارای مقامات عالی علمی هستند، در صورتی که دولت ورود آن‌ها را به تابعیت ایران صلاح بداند، بدون رعایت شرط اقامت ممکن است با تصویب هیئت وزیران به تبعیت ایران قبول شوند.»
بله بنده هم باخبرم از دورانی که هنوز رضا قزاق سر کار بود ما قانون تابعیت داریم. اما اولاً خواهران و برادران عزیز این قانون مال زمان رضا قزاق است. رویم به دیوار در مملکت انقلاب شده است. وطن از جان عزیزتر از حضیض ژاندارمی منطقه به اوج ام‌القری‌ جهان اسلام رسیده است. قانون اما هنوز قانون آن ششلول‌بند گوربه‌گورشده است. ثانیاً حضرات عزیز در روزگاری که از چپ و راست عالم خودشان را برای ثبت‌نام در لاتاری یو.اس.ای هلاک می‌کنند و شب با رؤیای نیویورک می‌خوابند و صبح با آرزوی لاس‌وگاس بلند می‌شوند نباید برای آرزومندان تنفس در هوایی که هنوز بوی خمینی می‌دهد کاری بکنید؟ برای کشمیری‌های مظلوم و افغان‌های نجیبی که اگر بیشتر از ما ایرانی نباشند کمتر نیستند؟ برای نیجریه‌ای‌ها و عراقی‌ها و پاکستانی‌های عاشق تهران؟ برای آرژانتینی‌ها و کوبایی‌ها و شیلی‌یایی‌های که از انقلاب‌های بدلی خسته شده‌اند و می‌خواهند به ایران بیایند؟ برای این‌ها کاری نمی‌کنید لااقل برای مو بورهای آمریکایی و اروپایی آستین بالا بزنید. برای آن‌هایی که می‌خواهند در این جهان بی‌روح دنبال یک روح و جان تازه بگردند. ما را حواله به قانون ندهید. آن قانون که شما از آن صحبت می‌کنید پدر خلق‌الله را درآورده است. طرف همه عمرش را صرف خدمت به محرومین ایرانی کرده است. چهار پنج زبان می‌داند. هر جا برود سر دست می‌برندش اما همان آدم 30 سال است که هر شش ماه باید برای تمدید اقامتش غرولند کارمند اداره اتباع «بیگانه!» را به جان بخرد تا نکند مأموران شما با تیپا از کشور خودش بیرونش کنند. کشوری که قرار بود پناه مستضعفان باشد. پناه آن‌هایی باشد که می‌خواهند خودشان و هفت نسل بعد از خودشان فقط در «این شرایط» زندگی کنند. با این قانون رضاخانی که شما نصب‌العین قرار داده‌اید حتی اگر سید حسن نصرالله هم بخواهد تابعیت ایرانی بگیرد باید پرونده‌اش برود در هیئت‌وزیران زیر دست امثال وزیر مستعفی مسکن تا صلاحیتش بررسی شود! تا بررسی شود این‌که پسرش را برای پاسداری از انقلاب اسلامی فدا کرده و محاسنش را برای حفظ امنیت ایران سفید کرده است آیا خدمت شایان توجهی محسوب می‌شود یا نه؟!
مخلص کلام این‌که آقایان عزیز، یانکی‌های آمریکایی هم فهمیده‌اند اگر می‌خواهند رؤیای آمریکایی زنده باشد باید آن را به همه اهل عالم صادر کنند. سر همین است تابعیت آمریکایی را جایزه کرده‌اند و به اسم لاتاری ملت را در آرزوی وصالش هلاک می‌کنند. شمایی که از ادب و پرستیژ و کلاس رئیس‌جمهور شیطان بزرگ تعریف می‌کنید و سعی می‌کنید از کلیپ تبلیغاتش و شعار انتخاباتی‌اش تقلید کنید این یک‌قلم را هم به سیاهه تقلیدتان اضافه کنید. راه دوری نمی‌رود.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

روی اسب‌های جوان شرط نبندید

0 نظر

ارسال نظر

capcha