بازی سازش؛

کوتاه آمدن در برابر دشمن نوعی امتیاز دادن است

کوتاه آمدن در برابر دشمن نوعی  امتیاز دادن است

بخش اول مقاله (سازشکاران خط سازش به بهشت نمی روند) دیروز تقدیمتان شد که اینجا ملاحظه می نمایید.

و اما بخش دوم: حدود پنج سال و اندی است که سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ علیه کشورمان اعمال می شود، سازش کاران و عوامل مستقیم و غیرمستقیم دشمنان، تحریم‌ها را نتیجه‌ی ایستادگی جمهوری اسلامی و تنها راه رفع آن‌ها را مذاکره و تفاهم با غرب عنوان می کنند و در بوق‌های تبلیغاتی و سفارت خانه‌های کاغذی شان این مطلب را جار می زنند/ در سالهای قبل در دولت اول روحانی چنین عنوان می‌شد که می شود با حفظ عزت ایران اسلامی تمامی تحریم‌ها را برداشت و اصلا مشکل آب خوردن مردم نیز به رفع تحریم‌ها بستگی دارد! امروز، اما می‌شود به راحتی درباره‌ی این تجربه قضاوت کرد.

صنعت هسته‌ای که دشمنان با تهدید و ترور عزیزترین فرزندان این کشور نتوانسته بودند متوقفش کنند، با شرایط عجیب و غریبی متوقف و به عقب بازگشت؛ قلب راکتور اراک بتن ریزی شد؛ استثنایی‌ترین رژیم بازرسی‌ها اعمال شد و به گفته‌ی رهبر معظم انقلاب حتی از خطوط قرمزی که بار‌ها بر آن تاکید شده بود به راحتی عبور شد؟! در مقابل، تحریم‌ها یا رفع نشدند یا به اشکال دیگری بازگشتند، و اکنون نیز با طرح جدید تحریمی ایالات متحده، تردیدی درباره‌ی نقض همان اندک تعهدات طرف مقابل باقی نمانده است و همه اینها همه و همه از برکات عملکرد غرب گرایانی است که سازش با غرب را تنها راه پیشرفت و توسعه می دانند و علیرغم اینکه سوابق کشورهای صدرصد رفته به راه و مرام و منش غربی را دیده اند که هنوز در اول راه هستند و امیدی هم به قدم گذاردن از جهان سوم به جهان اول ندارند بازهم تنها نسخه نجات بخش را تعامل با مفهومی که غربیان آنرا تعریف کرده اند می دانند. در نوشتار بخش اول وارد مبحث مشخصات سازشکاران و خصوصیات سیاسی ایشان شدیم و در این بخش در ادامه ویژگیهای دیگری از این جریان را در ادامه خواهیم آورد:...

- جریان سازشکار همچنان که در کسوت دلسوزان انقلاب اسلامی تلاش می کنند تا جایگاه خود را در جامعه تثبیت نمایند مجبورند تا در یک جایگاه به ایفای دو نقش همزمان اقدام نمایند: دلسوزی ظاهری و همراه نشان دادن با انقلاب اسلامی و جریان مقاومت از یک سو و در کنار آن سازشکاری خود را تئوریزه کنند. در تاریخ اسلام شخصی بنام اشعث نیز چنین نقشی را مورد تاکید قرار می دهد به این معنا که در یک سخنرانی هم از مقاومت در برابر شامیان و معاویه می گوید و هم از ضرورت کوتاه آمدن در برابر دشمن و تعامل با آنان برای رفاه مردم. لذا مشاهده می شود که سازشکاری حداقل عمری به بلندای عمر خود اسلام و حتی به بلندای خلقت انسان دارد آن زمانی که جوامعه بوجود آمدند و مرزبندی ها شکل گرفت.

- حضور سازشکاران در صحنه قدرت سیاسی کشورهای اسلامی از جمله در ایران باعث می شود تا این کشورها در همان خاکریز اول و حتی عقب رفتن و در جا زدن برای کسب رضایت کدخدا بمانند به این معنی که کشورهای غربی بوسیله جریان سازش کشورها تحت نظر خود را گاوان شیرده ای می دانند که جز شیردهی و دادن تمام سرمایه های مالی و انسانی خود به آنان و در نهایت قربانی شدن در راه اهداف میان مدت و بلند مدت غربیها فلسفه وجودی دیگری در ابعاد مختلف تمدن انسانی و اجتماعی جامعه بشری برایشان متصور نیست و این امر محقق نمی شود مگر با حضور عناصر میدانی جریان سازش در هرم قدرت کشورهای هدف.

- استخوان بندی سیاست خارجی جریان سازش در کشور بر پایه نوعی دیپلماسی خنده است که نطفه اش در دولت های دوران جنگ و سازندگی و اصلاحات در داخل و خارج و خصوصا در جریان باند نیویورکی های سازمان ملل بسته شد و در دولت اعتدالی حسن روحانی متولد شد و اوج گرفت که بارها این نوع دیپلماسی را در مذاکرات هسته ای و توافق نامه های بروکسل، تهران، پاریس و نیویورک و بالاخره توافق نامه برجام شاهد بودیم و بنظر این راقم این نوع دیپلماسی کماکان تا سال 1400 و بقای دولت روحانی به حیات خود ادامه داده و قطعا می تواند شاخصی باشد از انفعال و وادادگی جریان سازش در برخورد با غرب و خصوصا آمریکا در تمام زمانها و مکانهایی که بعد از این خواهد آمد .

- موتور محرکه خط سازش در ایران از دو دسته تشکیل شده است: دسته اول دسته مرعوب دشمن اند که بدلیل ترس فکر می کنند با سازش و تسلیم، دشمن از دشمنی خود دست بر خواهد داشت و طیف دوم نفوذی ها و یا مهره های دشمن در کشور هستند که آگاهی کامل و بابت خدماتی که برای غرب انجام می دهند مزد و مواجبی با عناوین مختلف چون: دلار، ویزا، و گرین کارت، و سرمایه گذاری و.... دریافت می کنند. شناسایی این دو دسته که بعضا به دو تابعیتی ها و یا غرب زدگان و غرب گرایان و وادادگان و منفعلین معروف هستند کار زیاد سختی نیست. افرادی که مرعوب غرب بخصوص آمریکا هستند اگر به فکر تامین منافع ملی باشند باید تامل کنند که اگر در برابر دشمن کوتاه بیایند دشمن در برابر ما کوتاه خواهد آمد یا جری تر می شود کمااینکه تجربه تاریخی بخصوص در دوران پس از انقلاب در این چهل سال نشان داده هر زمان در برابر دشمن کوتاه آمدیم دشمن پرروتر شده و سطح توقعات خود را بالاتر برده است. لذا کوتاه آمدن در برابر دشمن امتیاز دادن به دشمن است و نه تامین منافع ملی آنهم در برابر دشمنی که رو به افول است، تکلیف گروه نفوذ هم که معلوم است آنان مزدبگیر دشمن اند و آمریکا هر سال میلیاردها دلار برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران تصویب می کند که هزینه نفوذی ها در شبکه های مجازی و ماهواره ای و خبری و افراد و جریانات هم سوی آنان می شود و نفوذی های سازشکار پول می گیرند که حرف آمریکا را بزنند.

- فقدان و عدم اعتقاد به توان و برنامه های متخصصان و نخبگان بومی و تکیه کردن به برنامه ها، توافق نامه ها، مقاوله نامه ها و سازمان های بین المللی مانند: بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، اف ای تی اف، 2030 و .... مصادیق فراوانی هم در این رابطه در دولت های بعد از انفلاب خصوصا در دولت های سازندگی، اصلاحات و اعتدال می توان برای آن بر شمرد که از حوصله این نوشتار خارج است و علاقمندان می توانند با مراجعه به منابع مختلف این موضوع را پیگیری نمایند.

 

اخبار مرتبط

اگر رهبری نبودند الان صنایع هوافضای ما تعطیل شده بود

افرادی که به دنبال مذاکره با آمریکا هستند، اعتماد به نفس ندارد

چرا حسن روحانی هرگونه اعتماد به دولت آمریکا برای مذاکره را انکار می کند؟

0 نظر

ارسال نظر

capcha